تبليغاتX
پله پله تا ملاقات خدا...

پله پله تا ملاقات خدا...

چشم به راه ...می خواهم تنها بمانم... ناگفته هایی برای دل خودم...

 

قشنگ ترين صداي زندگي تپش قلب توست، با شکوه ترين روز دنيا تولد توست

 

 پس براي من بمان و بدان که عاشقانه دوستت دارم گل زندگیم تولد ت مبارک

 

یه سال دیگه هم به عمرت اضافه شد، امیدوارم جوون بمونی و شاداب

 

 

 

روز تولدت شد و نيستم اما كنار تو


كاشكي مي شد كه جونمو هديه بدم براي تو


درسته ما نميتونيم اين روز و پيش هم باشيم


بيا بهش تو رويامون رنگ حقيقت بپاشيم


ميخوام برات تو روياهام جشن تولد بگيرم


از لحظه لحظه هاي جشن تو خيالم عكس بگيرم


من باشم و تو باشي و فرشته هاي آسمون


چراغوني جشنمون، ستاره هاي كهكشون


به جاي شمع ميخوام برات غمهات و آتيش بزنم


هر چي غم و غصه داري يك شبه آتيش بزنم


تو غمهات و فوت بكني منم ستاره بيارم


اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بكارم


كهكشونو ستاره هاش درياو موج و ماهياش


بيابونا و بركه هاش بارون و قطره قطره هاش


با هفت تا آسمون پر از گلاي ياس وميخک


با ل فرشته ها و عشق و اشتياق و پولک


عاشقتو يه قلب بي قرار و کوچک


فقط مي خوان بهت بگن :.
.
.
.
. تولدت مبارک

-----------

زیاد تعجب نکنید خیلی هم فکر بد نکنید چون تولد داداشمه اونی که عزیزتر از جوونمه اونی که خودش شاید خودش هم ندونه که چقدر برام عزیزه اونی که خیلی دوسش دارم اونی که ۱۲/۳ یکی از سالای قشنگ خدا اومد توی این دنیای خاکی و قشنگ و زیبا اما همیشه نالونه ولی این روزا با وجود من حالش بهتر شده می گین دروغ برین از خودش بپرسین...

براش دعا کنید و عمری با برکت و پر برکت رو از خدا اول برای خودتون بعد برای ایشون می خوام ، ممنون از لطف و توجهتون به این وبلاگ...

------------

پی نوشت:

۱. قراره این آپم تا چهلمین روز تولد داداشم روی صفحه باشه و هیچ آپ دیگه ای توی این مدت نمیذارم یعنی تا ۲۰ تیر ماه قراره این آپم روی صفحه اول وبلاگم باشه...

 (علتشو شما بگین چرا می خوام تا ۴۰ روز آپ نذارم...)

۲. قراره تا چهل شب برای سلامتیش یه دور تسبیح صلوات بفرستم و ازش خواهش کنم به حق پاکی دلش برام دعا کنه شاید با دعاش خدا یه نیم نگاهی هم به ما کنه... 

 (البته این هدیه تولدشه ، خدا قبول کنه حاج آقا )

۳. نمی تونستم بهش بگم چقدر دوسش دارم اما امیدوارم با خوندن این نوشته و این آپ ناقابل من بدونه که یکی هست توی این دنیای قشنگ که دوسش داره و شاید  بتونه به وضوح بگه که خیلی دوسش داره ...

۴. می خوام از همین جا بهش بگم اگه ناراحتش کردم منو ببخشه و با تمام صافی قلبش برام دعا کنه و پیش خدا بگه یه گنه کارم هست که گاهی، نگاهی و یادی ازش می کنه...

۵. آخرین پی نوشتم اینکه خیلی دوسش دارم، خیلی زیاد و قشنگترین لحظات زندگیمو تقدیم می کنم بهش و از همین جا می بوسمش و امیدوارم از لحظه، لحظه زندگیش بهترین استفاده رو بکنه...

 

در آخر براش خیلی دعا کنید ...

 

اینم برو بچ که تولدشو

جشن گرفتیم و هر کدوم به

طریقی دارن براش اظهار فضل می کنن

خوشا به حالت حداقل این بچه ها

برات می رقصن...

عکاس و فیلمبردار و رقاص

همه و همه جمعشون جمع ...



        

 

+نوشته شده در ساعتتوسط دختری دردمند... | |

 

پل سارتر: از همه اندوهگين تر کسي است که از همه بيشتر  مي خندد

 

وين داير: اين شماييد که به مردم مي آموزيد که چگونه با شما رفتار کنند

 

ناپلئون: من در جهان يک دوست داشته ام و آن خودم بوده ام

 

مارکز: هرگز وقتت را با کسي که حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند نگذران

 

کانت: چنان باش که به هر کس بتواني بگويي مثل من رفتار کن

 

جرج آلن : اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي

 

که ناگفته مي‌مانند، مي‌شکنند    

   

ميکل آنژ: چه غصه هایی بخاطر اتفاقات بدی که هرگز در زندگی ام پیش نیامد خوردم

 

ویل کارنگی:راه نفوذ در دیگران، دانستن آرزوهایشان است

 

چارلی چاپلین: دنیا به قدری بزرگ است که برای همه جا هست به جای آنکه جای

دیگران را بگیرید سعی کنید جای خود را بیابید.

 

اورپیدس: نیکوست، که ثروتمند باشی و پرتوان، اما نیکوتر است که دوستت بدارند

 

جیمز آلن شما به همان اندازه که بخواهید کوچک، و به همان اندازه که آرزو کنید

بزرگ می شوید

 

دکتر علی شریعتی :بگذار تا شیطنت عشق چشمان تو را به عریانی خویش بگشاید

شاید هر چند آنجا جز رنج و پریشانی نباشد اما کوری را به خاطر آرامش تحمل نکن

+نوشته شده در ساعتتوسط دختری دردمند... | |

 

زندگی شما می‌تواند به زیبایی رویاهایتان باشد. فقط باید باور داشته باشید که می‌توانید کارهای ساده‌ای انجام دهید. در زیر لیستی از کارهایی که می‌توانید برای داشتن زندگی شادتر انجام دهید، آورده شده است. هر روز آنها را به کار بگیرید و از زندگی خود در این سال لذت ببرید.
 

سلامتی:

1- آب فراوان بنوشید.

2- مثل یک پادشاه صبحانه بخورید، مثل یک شاهزاده ناهار و مثل یک گدا شام بخورید.

3- از سبزیجات بیشتر استفاده کنید تا غذاهای فراوری شده.

4- بااین 3 تا E زندگی کنید: Energy (انرژی)، Enthusiasm (شور و اشتیاق)، Empathy (دلسوزی و همدلی).

5- از نماز و دعا و ورزش کمک بگیرید.

6- بیشتر بازی کنید.

7- بیشتر از سال گذشته کتاب بخوانید.

8- روزانه 10 دقیقه سکوت کنید و به تفکر بپردازید.

9- 7 ساعت بخوابید.

10- هر روز 10 تا 30 دقیقه پیاده‌روی کنید و در حین پیاده‌روی، لبخند بزنید.

 

شخصیت:

11- زندگی خود را با هیچ کسی مقایسه نکنید: شما نمی‌دانید که بین آنها چه می‌گذرد.

12- افکار منفی نداشته باشید، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنید.

13- بیش از حد توان خود کاری انجام ندهید.

14- خیلی خود را جدی نگیرید.

15- انرژی خود را صرف فضولی در امور دیگران نکنید.

16- وقتی بیدار هستید بیشتر خیال‌پردازی کنید.

17- حسادت یعنی اتلاف وقت، شما هر چه را که باید داشته باشید، دارید.

18- گذشته را فراموش کنید. اشتباهات گذشته شریک زندگی خود را به یادش نیاورید. این کار آرامش زمان حال شما را از بین می‌برد.

19- زندگی کوتاه‌تر از این است که از دیگران متنفر باشید. نسبت به دیگران تنفر نداشته باشید.

20- با گذشته خود رفیق باشید تا زمان حال خود را خراب نکنید.

21- هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست، مگر خود شما.

22- بدانید که زندگی مدرسه‌ای می‌ماند که باید در آن چیزهایی بیاموزید. مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستند و به مانند کلاس جبر می‌باشند.

23- بیشتر بخندید و لبخند بزنید.

24- مجبور نیستید که در هر بحثی برنده شوید. زمانی هم مخالفت وجود دارد.


جامعه:

25- گهگاهی به خانواده و اقوام خود زنگ بزنید.

26- هر روز یک چیز خوب به دیگران ببخشید.

27- خطای هر کسی را به خاطر هر چیزی ببخشید.

28- زمانی را با افراد بالای 70 سال و زیر 6 سال بگذرانید.

29- سعی کنید حداقل هر روز به 3 نفر لبخند بزنید.

30- اینکه دیگران راجع به شما چه فکری می‌کنند، به شما مربوط نیست.

31- زمان بیماری شغل شما به کمک شما نمی‌آید، بلکه دوستان شما به شما مدد می‌رسانند، پس با آنها در ارتباط باشید.

 

زندگی:

32- کارهای مثبت انجام دهید.

33- از هر چیز غیر مفید، زشت یا ناخوشی دوری بجویید.

34- خداوند درمان‌گر هر چیزی است. (ذکر خدا شفای هر دردی است.)

35- هر موقعیتی چه خوب یا بد، گذرا است.

36- مهم نیست که چه احساسی دارید، باید به پا خیزید، لباس خود را به تن کرده و در جامعه حضور پیدا کنید.

37- حتی بهترین هم می‌آید.

38- همین که صبح از خواب بیدار می‌شوید، باید از خداوند تشکر کنید.

39- بخش عمده درون شما شاد است، بنابراین خوشحال باشید.

40- لطفا این موارد را به هر کسی که دوست دارید، بفرستید.

+نوشته شده در ساعتتوسط دختری دردمند... | |

درد دل کودکانه با امام زمان عج الله تعالی شریف 
 

+نوشته شده در ساعتتوسط دختری دردمند... | |

 

 

اين شعر رو تو كتاب درسي ادبياتمون داشتيم. راهنمايي بود يا دبيرستان يادم نمياد. به نظرم اول دبيرستان بود. خيلي وقتها باهاش حال مي‌كنم. در واقع با جملات پيرمرد و سعي مي‌كنم دنيا رو مثل اون ببينم. البته سخته؛ خيلي زياد. به خصوص در لحظه‌هاي دلگير بودن. الان هم از اون لحظه ‌هاست كه با نوشتن اين شعر اميدوارم بهتر شم.

خاركش پيري با دلق درشت

پشته خار همي برد به پشت

لنگ لنگان قدمي برمي‌داشت

هر قدم دانه شكري مي‌كاشت

كاي فرازنده اين چرخ بلند

وي نوازنده دلهاي نژند

كنم از جيب نظر تا دامن

چه عزيزي كه نكردي بامن

در دولت به رخم بگشادي

تاج عزت به سرم بنهادي

حد من نيست ثنايت گفتن

گوهر شكر عطايت سفتن

***

نوجواني به جواني مغرور

رخش پندار همي راند ز دور

آمد آن شكر گزاريش به گوش

گفت كاي پير خرف گشته خموش

خار بر پشت زني زين سان گام

عزتت چيست؟ عزيزيت كدام؟

***

پير گفتا كه چه عزت زين به؟

كه نيم بر در تو بالين نه

شكر گويم كه مرا خوار نساخت

به خسي چون تو گرفتار نساخت

به ره حرص شتابنده نكرد

بر در شاه و گدا بنده نكرد

داد با اينهمه افتادگيم

عز آزادي و آزادگيم

چقدر زود یادمون می ره که خدا بزرگترینه، و بزرگی و عزت به دست اوست...

+نوشته شده در ساعتتوسط دختری دردمند... | |

نگین خاتم پیغمبران بشکست

 

                                        واویلا...

دانی که چرا صورت زهرا شده نیلی؟

می خواست رخش پیش عدو زرد نباشد

ای کاش یکی بود در آن کوچه و می گفت

آن کس که به زن حمله کند، مرد نباشد

حضرت زهرا علیها السلام فرمود: وصیت میکنم که ابوبکر و عمر بر

من نماز نخوانند و بر جنازه ی من حاضر نشوند و جنازه ی من شبانه دفن

شود.۱

حضرت علی علیه السلام به وصیت حضرت زهرا علیها السلام

عمل کرد۲و او را در خانه ی خودش دفن کرد۳.سپس در بقیع چند صورت

قبر ساخت و بر آنها آب پاشید تا مانند قبر تازه به نظر آیند۴. مرحوم

ثقه الاسلام کلینی می نویسد: چون قاطمه علیها السلام در گذشت٬

امیرالمومنین علیه السلام او را پنهان به خاک سپرد و آثار قبر او را از میان

برد. سپس رو به مزار پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم کرد و گفت:

ای پیامبر خدا٬  از من و از دخترت٬ که به دیدن تو آمده و در کنار تو به

زیر خاک خفته است. برتو درود باد.

 مرگ زهرا ضربتی بود که دلم را خسته و اندوهم را پیوسته کرد و چه زود

جمع ما را به پریشانی کشاند. شکایت خود را به خدا می برم و دخترت را

به تو می سپارم. به زودی به تو خواهد گفت که هر چه خواهی بدو بگو٬

تا سر دل بر تو بگشاید وخونی که خورده است بیرون آید و خدا٬ که

بهترین داور است٬ میان او و ستمکاران داوی نماید...

 خدا گواه است که دخترت پنهانی به خاک می رود.هنوز روزی

چند از مرگ تو نگذشته و نام تو از زبان ها نرفته که حق او را بردند

و میراث او را خوردند. درد دل را با تو درمیان میگذارم و دل را به یاد

تو خوش می دارم٬ که درود خدا بر تو باد و سلام و رضوان خدا

بر فاطمه.۵

صبح که شد٬ اهل مدینه باخبر شدند که دختر پیامبر را شبانه دفن کرده اند.

گمان کردند که قبر حضرت زهرا علیها السلام در بقیع است. (عمر و یارانش)

آمدند و گفتند: زن ها را می آوریم و این قبرها را می شکافیم تا ببینیم

جسد زهرا در کجاست و بر آن نماز می خوانیم. حضرت امیر علیه السلام٬

غضبناک٬ به بقیع آمد و فرمود:  چنان چه کسی از شما به این قبرها

دست بزند٬ زمین را از خونش رنگین می کنم.

آنان نیز چون حضرت علی علیه السلام را در آن حال دیدند٬ آنجا را ترک

کردند.۶

 اصبغ بن نباته٬ از امیرالمومنین علیه السلام سئوال کرد که چرا

شبانگاه حضرت زهرا علیها السلام را به خاک سپردند؟

 حضرت علی علیه السلام فرمودند چون حضرت زهرا علیها السلام از

آن قوم خشمگین بود٬ حضور آنان را بر جنازه اش خوش نداشت و

هر کس که  از آن قوم پیروی کند٬ حرام است که بر کسی از فرزندان

زهرا علیها السلام نماز بگزارد.۷

 آری٬ پنهان داشتن قبر دختر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

ناخشنودی او را از کسانی چند نشان می دهد و پیداست که او

می خواسته است٬ با این کار دیگران نیز از این ناخشنودی آگاه

شوند.

یا صاحب الزمان با دلی آکنده از غم و اندوه شهادت مادر گرامیتان را

  تسلیت عرض میکنیم.آجرک یا بقیه الله.

------------------

۱-بحارالانوار ۴۳: ۱۵۹ و ۱۸۲ و ۱۸۳ و نیز بنگرید به: مناقب ابن شهر آشوب۱: ۵۰۴.

۲-طبقات۸: ۱۸-۱۹. انساب الاشراف: ۴۰۵ ٬ صحیح بخاری ۵: ۷۷.

۳-کافی۱: ۴۶۱ ٬مناقب ابن شهر آشوب ۳: ۳۶۵.

۴-بحارالانوار۴۳: ۱۸۳.

۵-کافی۱: ۴۵۸-۴۵۹ و نیز بنگرید به شرح نهج البلاغه ی ابن ابی الحدید ۱۰: ۲۶۵

چاپ ایران.

۶- بحارالانوار۴۳: ۱۷۲-۱۷۱.

۷- همان:۱۸۳:۳۴.

+نوشته شده در ساعتتوسط دختری دردمند... | |

 

همه عمر برندارم سر از این خمار مستی

                                        که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد

                                        دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی

 

+نوشته شده در ساعتتوسط دختری دردمند... | |

روزگاری به زبان گلها سخن می گفتم

حرفهای کرم پروانه را می فهمیدم

به وراجی سارها در دل لبخند می زدم

و در رختخواب با پروانه ای درد دل می کردم

روزگاری سوال جیرجیرک را می شنیدم و پاسخ می دادم

با هر دانه ی برفی که بر زمین می افتاد و جان می داد گریه می کردم

روزگاری به زبان گلها سخن می گفتم دیدی چگونه آن روزها رفتند

 

Image and video hosting by TinyPic

+نوشته شده در ساعتتوسط دختری دردمند... | |

آن مرد که روی تخت نشسته بود. همه اش می گفت:

((من پادشاهم.کسی از من قوی تر نیست.))

خدایا تو مرا به سوی او فرستادی تا درس بزرگی به او بدهم.

من، یعنی یک پشه ، سرباز کوچک تو رفتم و چند جای بدنش را نیش زدم.

او مثل بچه ها از درد گریه کرد!

خواست مرا پیدا کند. اما نتوانست.

او از پیدا کردن یک پشه کوچک عاجز بود.

ای خدااااااااااااااااااااااااااااااا

تو مرا آفریدی

که آدم ها مغرور نشوند و خیال نکنند اگر قدرت دارند

 به همه موجودات مسلط هستند.

او پادشاه بود اما نتوانست از شر نیش من در امان باشد.

+نوشته شده در ساعتتوسط دختری دردمند... |

خدایا...

باز هم غزل کنج دلم زندانیست

آسمان شب بی حوصله ام طوفانیست

هیچ کس تلخی لبخند مرا درک نکرد

های های دل دیوانه من پنهانیست

+نوشته شده در ساعتتوسط دختری دردمند... | |